تبليغاتX

JavaScript Codes

ليست وبلاگهای به روز شده 

 

×××فقط خدا×××
دلداده
خوشبخت ترين فرد كسي است كه بيش از همه سعي كند ديگران را خوشبخت سازد. (اشو زرتشت)

مادر مهربان

ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد. پشت خط

 مادرش بود .پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار

كردي؟


مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي؟ فقط

 خواستم بگويم تولدت مبارك. پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح

 خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت . وقتي داخل خانه شد مادرش را

 پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت... ولي مادر ديگر در اين دنيا

نبود .




اشتباه فرشتگان

درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود .


پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي

گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم!؟


از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و

جهنميان را هدايت مي كند و...


حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است: با چنان عشقي

زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به

بهشت باز گرداند.



یکی از بستگان خدا

شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی.


پسرک، در حالیکه پاهای برهنهاش را روی برف جابهجا میکرد تا شاید سرمای

 برفهای کف پیادهرو کمتر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه

 سرد فروشگاه و به داخل نگاه میکرد.


در نگاهش چیزی موج میزد، انگاری که با نگاهش ، نداشتههاش رو از خدا

طلب میکرد، انگاری با چشمهاش آرزو میکرد.


خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به

پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد،

 در حالیکه یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد.


- آهای، آقا پسر!


پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق میزد وقتی آن خانم،

کفشها را به او داد.پسرک با چشمهای خوشحالش و با صدای لرزان پرسید:


- شما خدا هستید؟


- نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!


- آها، میدانستم که با خدا نسبتی دارید!

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 19:11
  به قلم: میعاد  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T